تبليغاتX
وشیـن وطـن مـئ بـلــوچـستـــــــان

وشیـن وطـن مـئ بـلــوچـستـــــــان
تهـي درچـک و داران ، تهـي انـب و انـاران ، مــن پـه تـو کـربـانــن 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
                        این پست ثـابــت است.

     

 

قصرقند(عكس)

قصرقند(عكس) 

[ دوشنبه دوم خرداد 1390 ] [ 12:48 ] [ Ahmad ]
پَـــــه نام الله

پَـه بَـلُـوْچی گــَـپّـانـی وانَـگا فـُـونْـتـا دانْـلود و نَـصْـب کـَـنِـتْ

                 دانلـــــود فونـت بلوچــــی


معـــرَّفـــی الفبای زبان بلـــۏچی:
(( ا- ب- پ- ت- ج- چ- ح- ڃ - خ- د- ڌ – ر- ڗ - ز- ژ- س- ش- ̈ط - ک- گ- ل- م- ن- و- ۏ - هـ - ی )) حــروفی کــه از زبـــــان عربی وارد زبان پارســــــــــــی و بَـلـــــــــۏچـی
شده اند: (( ث- ح- ذ- ص- ض- ط- ظ- ع- غ- ف- ق )) درزبان بَـــلـۏچـی دومـصوّت وجود دارد که در زبان عربــــــــــی وجود ندارند (( ڃ - ۏ)) این دو مصوّت درزبان بیشتراقوام ایرانی
دیده می شوند!(( گ - چ- پ - ژ )) نیز در عربی وجود ندارند
گِـڃـشْـتِر بِزانِـتْ : (( ڃ)) ëh
یِـڃـران/ yëhrᾱn/ ایران
یـڃـرانْشهر /yëhrᾱnšahr / ایرانشهر
نـڃـکـْـشهر /nëhkšahr / نیکشهر
شڃـر /šëhr /شیر وحشی نه شیر خوردنی!!
دڃـر /dëhr / دیر وقت
بڃـر /bëhr / انتقام
(( چِـڃـر؛زِڃـر،لِـڃـر؛گِـڃـر؛مِـڃـن؛دِڃـم؛ رِڃـم؛ نِـڃـم )) و...
(( ۏ )) ӧw
کـۏر / kӧwr/ کور،نابینا
مُـۏر/mӧwr/مورچه
وۏشْ/vӧwš/ خوشهٴ بزرگ از درخت خرما
بُــۏر / bӧwr/ خورِشْتْ
سـۏران /sӧwrᾱn/ شهری درنزدیکیهای سڃـبْ وسراوان
(( ڌ )) Ď ﮈ ◄ درزبان اُردو
●ڌَگار/Ďagᾱr/ زمین کشاورزی
●ڌامْـپْ /Ďᾱmp/ کودن،نادان
●ڌِسْـکُـو/Ďesko/ زیباونازنین
پِــڌّ /peďď/ شکم( گویش سرحد)
(( ̈ط )) Ť ﮢ ◄ درزبان اُردو
● ̈طـگّ / Ťagg/ حیله گر ؛ شوخ
●کـانْــ̈ط /kᾱnŤ/ شاخ حیوانات
●بــۏ̈ط/bӧwŤ/ شِـپِـشْ
●کۏ̈ط/kӧwŤ/ کُـتْ؛ کاپْشِن
●چۏ̈ط/čӧwŤ / کج
●لۏ ̈طـگْ/lӧwŤag/خواستَن،دعوت کردن
ڗ= /loř/ ◄ ﮌ ◄ لـُـڗ = لـُـﮌ ◄ آب گِـلْ آلـود
ماڗی/māřī/آپارتمان ؛ کاخ
توجّه:
حرف (ح) درزبان بلوچی فقط نوشته می شود ولی تلفّظ
نمی شود!(( من کڃـن کُـتْ )) یعنی من خسته شدم
دررسم الخطّ سَـیَـد زَهورْشا هاشمی :
{ من کـیــن کُـت } این جمله
معنای زشتی می دهد لذا این جمله را
به شکل اوّل بنویسیدبه معنی: من خسته شدم
امّـا حرف(ح) مانند(ه)های غیرملفوظ است.درکلمات فرشته ؛ ستاره ؛ گاهی اوقات حذف می شود= فرشتگان = ستارگان
( ه) دراین دو کلمه حذف شده است.
(ح)درکلمات زیرنیزحذف می شود.
مَیْحْ = مَیْگا= شُمَیْحْ = شُمَیْگا = مَیْماتْ = مَیْباتْ = زَیْزاتْ

منبع: بلوچـــی زبـان

[ شنبه بیستم فروردین 1390 ] [ 18:16 ] [ Ahmad ]

بر اساس مستندات تاریخی، قوم بلوچ یکی از اقوام اصیل ایرانی است. که موطن اصلی آنها نیز مکران (نام قدیم بلوچستان) زمین ذکر شده است. بلوچها در پیشینه تاریخی خود رشادتها و جانفشانیهای مختلفی را در صفحه تاریخ کهن ایران زمین به ثبت رسانده اند و نام آوران بسیاری از قوم بلوچ در پهن دشت ایران زمین خوش درخشیده اند.

در اینجا میخواهیم یکی از این دلاور مردان بلوچ را که نقش پر رنگی در ورود دین مبین اسلام به ایران داشته است را معرفی نمائیم.

شاید اندک کسانی از این جریان تاریخی خبر دارند که در زمان (یزد گرد)شاهنشاه ایران، وقتی سپاه اسلام سیل آسا رو به سوی ایران در حال پیشروی بود سپه سالار نامور ایران«سیاه سوار »که بلوچ بود با قبایل همراه خود مسلمان شد و در پایان دادن به حکومت ساسانیان نقش مهمی ایفا نمود و انتقام ستم هائی که این حکومت بر بلوچها روا داشته بود، راگرفتند.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 15:45 ] [ Ahmad ]
[ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 13:25 ] [ Ahmad ]
 

به نام خدا


ضرب المثل را به زبان بلوچی بتل می گویند چند نمونه از ضرب المثل های بلوچی را در

 زیر با هم دیگر مرور می کنیم


برداشتی آزاد در مورد شون و معنای لفظی ضرب المثل ها را برای شما ذکر می کنم

و اگر دوستان اطلاعات بیشتری در مورد ضرب المثل ها دارند بفرمایند

 تا استفاده جامع تری از این ضرب المثل ها ببریم

آه جاه كه دل كشیت سر هشت و گِل كشیت = آنجایی که دلت می خواهد ...

آپ ء دُزی نمبگ چیر نه بیت= اگر آب بدزدی نم های آب پنهان نمی مانند

آ زهم كه پر جوهر انت دست نامردان بد گوهر انت = آن شمشیری که جوهرش بیشتره به

 دست افراد بی خاصیته


آکه دی دوستان په جفاهان رنج نه بان = آن چیزی را که دوستت بهت می گوید برات

سخت نیست


اُشتر ببو دور بچار هر مبو سُرمب مچار = ضرب المثل پر کاربردی است =شتر باش دور

 ببین ...


باز هبر دیوان ء تام ء بارت = زیاد حرف زدن باعث خستگی یک جمع می شود

برات ء بگند گُهار ء بگر= برادرش و ببین با خواهرش ازدواج کن

بی امیتئ سرا کس نساهیت = کسی که اهمیت نداشته باشه سر شو کچل نمی کنن


بیر په دیر نه رؤت = برای گرفتن انتقام هیچ موقع دیر نیست


برات اگان کور انت گوهار امیدوار انت = برادرش اگر کور است خواهرش هنوز بهش امیدوار است


پچّ په پچین نوك نبیت ماتے بدل ماتو نبیت = لباسی که پاره شده نو نمی شود جای

مادر هوو  نمی شود


پیر بئی میر نه بئی = پیر میشی ولی پولدار نمی شی

په هما کسا بمر که په تو تپ کنت = برای کسی بمیر که برات میمیره


تو بجن تژن و ببند بهتام په گشگ بنّام نبیت وشنام = تو هر چی می خواهیی بگی بگو

کسی که عزت و شخصیت داشته باشه با حرفای تو بدنام نمی شود

توکل ء مرد ء خدا یار انت = کسی که به خدا توکل می کند خدا همیشه با اوست

جوهر بلوچ ء غیرت انت = ذات و جوهر بلوچ غیرتش است

چه مردگین شیر ء زندگین روباه گهتر انت = از شیر مرده روباه زنده بهتره


چم وتی عیب ء کور انت = چشم عیب های خودش رو نمی بینه


چُکّ ء بدل چُکّ انت بلی براس ء بدل گار انت = جای فرزند ، فرزند میشه بذار جای برادر

  وخواهر پر می کنه

چمداری کچک ء سگتگ =برای کسی که می خواهید شخصیتش رو خرد کنید استفاده

 می شود = معنیش یه خورده سخته


داتگین دادانی پد ء نامرد جننت = چیزی که دادی برای  پس گرفتنش فقط نامردا برمی گردن

دل ء گون دل ء راه انت = دل به دل راه داره


دوری دوستی یی = دوری و دوستی

دست گون هّرء نه رسیت کرُگّ پالام کنت = ضرب المثل پر کاربرد=دستش به الاغ نمی رسه

 بچه الاغ ...


دلمانگی نه کُشیت کجینیت = چشم داشت یا انتظار تو رو از بین نمی برد بلکه باعث

 رنجشت می شود


دورغ په مرد ئ عیب انت = دروغ گفتن برای مرد عیب است


زهم ء تپ روت زبان ء تپ نه روت = می تونی سر شمشیر را کج کنی ولی نمی تونی

 جلوی زبان مردم را بگیری

ساد همد ء سد یت که بارگ انت = طناب از آنجایی پاره می شود که نازک تر است


سر بروت بلئ قول مروت = ضرب المثل معروف بلوچی است= بلوچ جونش را می دهد

ولی زیر قولش نمی زند


صبر ء بُن شیر کن انت = پایان صبر شیرین است

کاؤ کی بور راؤکی برو= ضرب المثل پر کاربردی است=فقط در زبان بلوچی معنی میده

 حتی نمی توان معنی لفظی هم براش نوشت

کبران کلمپوگ مان نیین=برای مواقعی که می خواهی کسی را تهدید کنی استفاده

می شود=قبرها خالی نیستند(معنیش توی همین مایه هاست)


گولو شُت کبگ ء رواجان وتی رواجی بیهال کت=ضرب المثل معروفی است=کلاغ می خواست

 طرز راه رفتن عقاب را یاد بگیرد راه و روش زندگی خودش رو فراموش می کند

گپ ء په خُدا بکن لت ء په برات ء بور=حرف تو برای رضای خدا بزن گرچه از برادرت کتک بخوری

لشکر ء جنوک آباد بیت بلی لاپ ء جنوک آباد نه بیت = کسی که یه ملک را به خاطر

رفاه مردم فتح می کند خوشبخت می شود ولی کسی که بر تو ظلم کند هیچ موقع

 خوشبخت نمی شود


لوگ ء مُهر کن همسایگ ء دُز مکن=ضرب المثل معروفی است=در حیاط خونتو قفل کن

 همسایتو دزد نکن


مرد په نام ء ءُ نامرد په نان ء مریت = مرد به خاطر نام میمیرد و نامرد به خاطر نان میمیرد

مدئی غریب ء مجن غریب ء = اگر به فقیر کمک نمی کنی بر او ظلم نکن


مرد گون مرد توک وارت=برای کسی که می خواهی تهدیدش کنی استفاده می شود =

می بینمت(توی این مایه ها)


نان ء دئیگ سک انت بلی صلاه ئی حق انت=ضرب المثل معروفی است=دادن نان سخته

 ولی تعارف حقه


وتی کُشیت روچ ء سر ء دؤر نه دنت=برای قانع کردن پسر برای ازدواج بادختر فامیل کاربرد دارد=فامیل می کشه ولی جسدتو زیر آفتاب نمی ذاره

هُرّی هُرّی کاسگی پُری=آزاد

 

منبع: گيتار چابهار

 

[ دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 ] [ 11:49 ] [ Ahmad ]

واژه بلوچ و معناي آن از ديدگاه مورخان:

 

بیشترین ساکنان بلوچستان بلوچ ها هستند.  هرتسفلد نام بلوچ را برگرفته از رویة مادی واژه « برازاـ واچیا » BRAZA- VACHIYA ( فریاد بلند) که در زبان پارسی باستان نیز بدین گونه است، می داند و مُکلِر آن را برگرفته از واژه گدروسیا GEDROSIA در زبان یونانی کهن بلیو نام بلوچ را برگرفته از واژه « بالااِچا »BALAECH A دانسته و گیلبرتسن آن را برآمده از واژه سانسکری  « مالِچا » MALECHA  به معنی دون دین می داندجعفری واژه بلوچ را برآمده از به هم پیوستن دو واژه « پّهل » ( پهلوان ) فارسی و « اوچ » ( بلند ) سنسکریت به معنی پهلوان بُرز و بلند بالا دانسته و نوشته که جت ها که در زمان ساسانیان به بلوچستان آمدند و باشنده این دیار شدند آن گاه که تازه از راه رسیدگانی بلند بالاتر از خود را دیدند آنان را بلوچ نامیدند راولینسن نام بلوچ را دگرگون گشته نام بلوص شاه بابل دانسته و سایکس می نویسد که این گروه چون در سرزمین کوسان در خاور کرمان می زیستند کوسی و کوشی نامیده شدند و کوش و بلوص پس تر به گونه کوچ و بلوچ در آمد. از آن چه که آمد در می یابیم که بلوچ ها باشندگان بلوچستان امروز نبوده اند و به گمان پیرامون سال های پسین دوران فرمانروایی ساسانیان و سده های آغازین اسلامی پا بر این دیار نهاده اند.  از آن روست که باید ریشه نژادی آنان را جُست و سرزمینی را که آنان از آن به راه افتاده و به سرزمین امروزی خود آمده اند یافت.

بلوچ ها کیستند؟

مردمشناسان از نگاه اندام، اندازه جمجمه، گونه و رنگ چشم و مو آنان را هندوایرانی می دانند.  ایوانف ریشه و تبار بلوچ ها را ایرانی می داند اما نه به گونه ایرانی های خاوری و کُردها  و کرزن بر پایة برآیند پژوهش زبانشناسان زبان بلوچ ها را از شاخه ایرانی زبان های هندواروپایی دانسته است.  زبان بلوچی از گروه زبان های ایرانی باختری است و با زبان ایرانی میانه و پارتی خویشاوند است.  خویشاوندی بلوچی با زبان های شمال باختری ایران می تواند راهی برای یافتن خاستگاه آنان باشد.

:گيلان خواستگاه كوچ و بلوچ

بلوچ ها و کوچ ها چگونه در کوهستان های کرمان پدیدار شدند؟  در فتوح البلدان بلاذری و تاریخ طبری که در  سده های دوم و سوم نگاشته شده اند به هنگام نگاشتن رویدادهای کرمان یادی از کوچ و بلوچ ها نمی رود.  پس بی گمان آنان در آن زمان در کرمان نمی زیسته اند.  کجا بوده اند؟ برخی در این تلاشند که آنان را باشنده شمال خاوری ایران در مرز شمالی خراسان بدانند و می گویند که آنان در برابر تازش هیاطله از سرزمین و زیستگاه خود گریخته و رو به جنوب نهاده اند و با تازش مغولان و تیمور به بلوچستان امروز آمده اند، که نمی تواند راستینه ای در تاریخ باشد. بی گمان راه کوچ آنان از شمال باختری ایران به جنوب خاوری بوده است.  تاریخنگار بلوچ جعفری می نویسد که بلوچ ها از دو راه راهی جنوب خاوری شده اند یکی راهی که از حلب در سوریه می آمد و دیگر راهی از کوهستان البرز. پژوهشگران بسیاری بلوچ را از باشندگان سرزمینی در جنوب باختری دریای خزر  دانسته اند. دیمتری الکساندروف تاریخنگار روس می نویسد کوچ ها در دو سوی سپیدرود در گیلان می زیستند و بلوچ در کوهستان و درکنارشان میان بلندی های البرز باختری و بلندی های جنوبی کوه های تالش.  تاریخنگار آذربایجانی مدداف نوشته است تالش ها در جنوب سرزمینشان همسایگانی داشتند که بعدها نام بلوچ بر خود گرفتند وی به  گونه ای بر آن است که بگوید بلوچ ها نیز شاخه ای از کادوس ها، باشندگان کوه های گیلان در دوسوی سپیدرود و    کوه های تالش که گالش ها و تالش های امروز بازماندگان آنانند،  بوده اند. هنوز در میان تالش ها ضرب المثلی هست که می گوید « بلوچ مرز نمی شناسد» و شاید این از آن رو باشد که به گاه همسایگیشان بارها مورد تازش بلوچ ها بوده اند.  ضرب المثل دیگری میان تالش هاست بدین گونه که « آرام آواز نخوان بلوچی بخوان » یعنی بلوچ با آوای بلند آواز می خواند.  هیچ نشانی بر زیستن بلوچ ها در هزار سال پسین در کوهستان های باختر سپیدرود در مرز میان استان های گیلان و زنجان و آذربایجان خاوری نیست و بی گمان این ضرب المثل ها نشانی بر همسایگی آنان در روزگاران بسیار دور دارد. گر کوچ را بدانگونه که امروز در گیلکی کوچک معنی دارد کوچک بپنداریم در برابر آن بلوچ در زبان مردم کوه نشین گیلان معنی تنومندی دارد مانند « بلوچه گو » که به معنی گاو تنومند است و براین پایه می توان پنداشت که بلوچ های باشندة آن زمان گیلان تنمومند بوده اند و کوچ ریز اندام.  ضرب المثلی در گیلکی هست بدین گونه که « بلوچ دونه او جور جورون چه خبره » یعنی بلوچ می داند که آن بالا بالاها چه خبر است که نشان بر بلندی اندام یا برکوه نشینی بلوچ دارد و ضرب المثل « بلوچی سپر نِخّی » یعنی بلوچ سپر نمی خواهد که شاید نشان بر پردلی بلوچ در جنگ داشته باشد. هنوز در میان بلوچ ها برای نام بردن از گروه های گوناگون مردم پسوند « زای » به کار می رود که همسان واژه  « زی » گیلکی به معنی فرزند و زاده است و زای بلوچی نیز همین معنی را دارد.

منبع:http://ganjavar.blogfa.com

[ سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 ] [ 14:55 ] [ Ahmad ]

ایشان این شعر را در 540 گال (مصرع) سرودند که از پیدایش بابا آدم تا معاصر است شعری بسیار مستند که برگرفته از کتاب " بلوچ و بلوچستان " از قاضی عبدالصمد سربازی است و متن شعر در انتهای چاپ جدید کتاب نیز آمده از تمام بازدید کنندگان بویژه از برادران بلوچم تقاضا دارم شعر را دانــلود کرده و گوش کنند.

 

 

دانلود کنید.

 

 

 

منبع:http://gadrooshia.blogsky.com

 

[ سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 ] [ 14:36 ] [ Ahmad ]

     

 سلام دوستان یک آهنگ بسیار زیبا با عنوان

 جی مکران 

از یک شاعر بی نام برایتون گذاشتم حتما دانلود کنید.

 

 

دانلود کنید.

 

[ یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390 ] [ 17:57 ] [ Ahmad ]

با همكاري و كمك‌هاي مالي بلوچ‌هاي ايران، بزرگترين كتابخانه مرجع زبان بلوچي در كراچي مركز ايالت سند پاكستان گشايش يافت. مدير كتابخانه "سيد ظهور شاه هاشمي" روز سه شنبه به خبرنگار ايرنا در چابهار گفت: بلوچ‌هاي ايران در ساخت اين كتابخانه كه داراي ‪ ۶۰۰‬متر مربع مساحت و بيش از پنج هزار جلد كتاب است، همكاري داشته‌اند.

"عظيم دهقان "افزود: اين كتابخانه با هدف ارائه خدمات به دانشجويان، دانش آموزان و محققان زبان بلوچي و آنچه كه در مورد بلوچ به زبانهاي مختلف از جمله فارسي، بلوچي، انگليسي، عربي و اردو به رشته تحرير درآمده، گشايش يافته است.

وي كه خود بلوچ ايراني مقيم كراچي پاكستان است با اشاره به مجهز بودن اين كتابخانه به سالنهاي مطالعه و سيستم رايانه‌اي گفت: پرفسور "صبا دشتياري" و پرفسور "عبدالحميد بلوچ" از اساتيد دانشگاه كويته پاكستان از جمله كساني هستند كه كمك شاياني از نظر مادي و معنوي به راه‌اندازي اين كتابخانه داشته‌اند.

عظيم دهقان خاطر نشان كرد: روزانه بيش از ‪ ۳۰‬نفر از اساتيد، دانشجويان، دانش آموزان، و محققان به ويژه ايرانيان مقيم كراچي پاكستان از اين كتابخانه استفاده مي‌كنند.

كتابخانه "سيد ظهورشاه هاشمي "پنجمين كتابخانه بلوچي كشور پاكستان است كه در "ملير كراچي" واقع شده است و كتابخانه‌هاي ديگر بلوچ در كراچي، تربت و كويته پاكستان فعاليت دارند.

[ یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390 ] [ 11:10 ] [ Ahmad ]

 

نام بلوچستان در سنگ نبشته های داريوش بر بيستون و تخت جمشيد "مكا" يا "مكران" نوشته شده و از آن به عنوان استان چهاردهم فرمانروايی هخامنشي نام برده شده است (سده ششم پيش از زايش مسيح).

 يونانيان باستان در مورد بلوچهاي مكران (بلوچستان ) مطالب بسيار زيادي نوشته اند. مورخين مينويسند كه نخستين تهاجمي كه منجر به كوچ بزرگ آرياها شد هجوم هون هاي سفيد به قسمت باختري رود جيحون بوده كه بر اثر آن كوچ بيشينه ساكنين آسياي مركزي به جانب اروپا آغاز شده است.

 در اين ميان بلوچ ها كه ساكنين شرقي درياي خزر بودند به نواحي جنوبي و مركزي ايران (يزد و كرمان) رانده شدند كه بعدها از اين نواحي نيز به طرف مشرق و سرزمين خشك و صحاري بلوچستان كوچانده شدند.

  فردوسي در شاهنامه به گونه فراگير در باره تاريخ بلوچ ها نوشته است.

 برای نمونه ميتوان از جنگ ميان بلوچ ها و انوشيروان ساساني نام برد كه فردوسي در باره آن مي گويد :

براه اندر آگاهي آمد بشاه             

 كه گشت از بلوچي جهاني تباه

 يا از سربازان بلوچ كه در لشكر سياوش بودند و به جنگ افراسياب توراني رفتند ( هم از پهلو و پارس و كوچ و بلوچ ز گيلان جنگي و دشت سروج).

 فردوسي برگهای زيادي از شاهنامه را به جنگ ما بين پادشاه ايران زمين (كيخسرو) و پادشاه مكران زمين اختصاص داده است.

رزم كاوس با شاه هاماوران:

 

از آن پس چنين كرد كاوس راي          

 كه در پادشاهي بجنبد زجاي

از ايران بشد تا به توران و چين         

 گذر كرد ازآن پس به مكران زمين

ز مكران شد آراسته تا زره  

 ميان ها نديد ايچ رنج از گره

چو آمد بر شهر مكران گذر               

 سوي كوه قاف آمد و باختر

سپه را سوی زابلستان کشيد          

 به مهماني پور دستان كشيد

ببد شاه يک ماه در نيمروز           

 گهي رود و مي خواست گه باز و يوز

 

پس به جای دريای عمان ميتوان گفت دريای مکران.

[ یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 ] [ 18:51 ] [ Ahmad ]

  عمده بلوچها درسه کشور پاكستان ، ايران و افغانستان در سرزميني نسبتا وسيع و گرم زندگي مي كنند تعدادي ازآنان در تركمنستان بسرمي برند مجموع قبايل بلوچ جمعیتی بالغ برده ميليون نفرتخمين زده مي شوند.که بیشترآنهادردوکشورپاکستان وایران ساکن اند.

     بلوچها دراکثرکشورهای جهان سکونت دارند که به دلایل مختلفی از سرزمین خود خارج شده اند. که بخشی ازآنها درکشورهای حوزه خليج فارس وبرخی درممالک آفریقایی زندگی می کنند. بلوچهاي افغانستان اغلب در ولايات هلمند ونيمروزبه سرمي برند. زبان بلوچي شاخه اي از زبان آريايي است. بلوچها از نژاد واحدي تشكيل نيافته اندزيرا كه يك گروه آنها بنام ( غلامان ) اصالت افريقايي دارند که بیشتر دردوران حکومتی استعمارگران انگلیسی برهند به این سرزمین وارد شده وزبان و فرهنگ بلوچی رااختیارکرده اند. و بعضي نيز عرب یاهندي مي باشند .

      جالب آنكه يك قوم هزاره بنام ( دامرده) كه در طول چهار قرن با بلوچها حشر و نشر داشته چنان با آنان در آميخته اند كه امروز شاخه اي از بلوچها بحساب مي آيند اما در اصل و واقع هزاره اند كه تاريخ و قيافه دو رگه شان نيز اين حقيقت را گواهي مي دهد . اکثریت بلوچها سني حنفي مذهب اند.

[ یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 ] [ 17:25 ] [ Ahmad ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید. خواهشمند است پس از بازدید نظرات خویش را درباره هر چه بهتر شدن این وب بیان کنید.

تبادل لینک

خرید بک لینک